تبلیغات
عشق ممنوعه - سال هابی کسی

عشق ممنوعه

سال هابی کسی




بذار دوست داشته باشم

بذار کنارت بمونم

دله منو تو میشکونی

به روم نیار که مهمونم

بذار دوست داشته باشم

وقتی که بارون میباره

کی ابرارو من نباشم از رو چشات بر میداره

بذار همونجوری که هست دلخوشیام تموم نشه

میترسم از خداحافظی بهم نگو اخرشه

بذار مثله عروسکا یه گوشه تنها بشینم

فقط بدونم پیشمی تورو از اون دور ببینم

من به هوایه بودنت جون میگیرم زنده میشم

تو بی هوا میخای بری نمیگی دیوونه میشم

بذار دوست داشته باشم دلم خوشه کنارتم

پاییز و سردی باهام به جاش خودم بهارتم

بذار دوست داشته باشم بذار بگم ماله منی

خیال کنم دوسم داری بگی که دنبال منی

چی میدونی از دل من از این خراب بی نشون

کاشکی میشد فقط یه بار بهم بگی نرو بمون

بذار که سایه ات بمونم سیاه و سرد و بی صدا

تورو خدا دیگه نگو باید بشیم از هم جدا

جایه تو خالیه ولی من پر از خیال تو

به جونه خاطراتمون تموم قلب ماله تو



یار با ما بی‌وفایی می‌کند
بی‌گناه از من جدایی می‌کند
شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند
می‌کند با خویش خود بیگانگی
با غریبان آشنایی می‌کند
جوفروشست آن نگار سنگ دل
با من او گندم نمایی می‌کند
یار من اوباش و قلاشست و رند
بر من او خود پارسایی می‌کند
ای مسلمانان به فریادم رسید
کان فلانی بی‌وفایی می‌کند
کشتی عمرم شکستست از غمش
از من مسکین جدایی می‌کند
آن چه با من می‌کند اندر زمان
آفت دور سمایی می‌کند
سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسی گدایی می‌کند


[ یکشنبه 27 آذر 1390 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ amir ali ] [ نظرات() ]