تبلیغات
عشق ممنوعه - درد دل

عشق ممنوعه

درد دل

 
تنهایی بگو چگونه اسمت را بنویسم؟ وقتی اشک نمی گذارد اسمت را به همراه ستاره می نویسم چون مرا به یاد شبهای تارعشق می اندازد بگو چگونه درک کنم لحظات عاشقی را؟ بگو چگونه بعد از این تحمل کنم لحظات تنهایی را؟ با نوشتن تنهایی گریه ام می گیرد چه برسد به اینکه تنهایم بگذاری بگو چگونه احساسم رابنویسم که دیگر دلم از تنهایی و بدون تو بودن خسته شده....؟؟؟

 

دلم یک دنیا برات تنگ است

با خودم عهد کردم که به تو نیندیشم

نمی شود نمی توانم خیالت را از خاطرم محو کنم

وقتی اشک می ریزم شعر سهراب به خاطرم می آید

که می گوید: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است

که از حادثه عشق تر است

و می خندم دانه های اشکم بر روی نوشته هایم می چکد

 دفترم خیس میشود و برای چند لحظه آرام میشوم و

 دوباره تو تمام ذهنم را پر می کنی



[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ amir ali ] [ نظرات() ]